به قلم استاد فرزانه حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) - پی نوشت ها

آیه تطهیر و جایگاه والای اهل بیت علیهم السلام

 

      بخش اول                              بخش دوم          

 

پی نوشت ها :

1 -  بحار، ج2، ص100.
2 -  سوره‌ي‌ انفال، آيه‌ي‌ 24.

۳ -  بحار، ج23، ص78. هر كس كه بميرد و امام نداشته باشد، به مرگ جاهليت مرده است.
4 -  سوره‌ي‌ مائده، آيه‌ي‌ 50. آيا از تو حكم جاهليت را طلب مي‌كنند؟ براي كساني كه اهل علم و يقين هستند، حكم و داوري چه كسي بهتر از حكم و داوري خداست؟

5 - بحار، ج89، ص117. هدايت را از غير قرآن نجوييد كه گمراه خواهيد شد.
6 -  سوره‌ي‌ حشر، آيه‌ي‌ 7. ره آورد رسول خدا را بپذيريد و آنچه كه شما را از آن نهي كرده، رها كنيد.
7 - كتاب خدا، كفايت‌مان مي‌كند.
8 - آنچه از معصومين رسيده كفايت‌مان مي‌كند

9 -  سوره‌ي‌ حجر، آيه‌ي‌ 9. همانا اين كتاب را ما نازل كرديم و حافظ آن، ما هستيم.
10 -  سوره‌ي‌ فصّلت، آيه‌ي‌ 42 ـ 41. به راستي قرآن، كتاب عزيز و شكست ناپذيري است كه هرگز بطلان در آن راه ندارد..

11 -  قال على بن الحسين (عليهما السلام) لرجل من أهل الشام: "أما قرأت فى الأحزاب "إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيراً"؟ ـ قال: ولأنتم هم؟ قال (عليه السلام): ـ نعم" (جامع البيان، ج22، ص7، ذيل آيه؛ نيز رك: احتجاج، ج2، ص120).
12 - نورالثقلين، ج4، ص274، ح98، ذيل آيه.

13 -  نورالثقلين، ج 4،ص 272، ح 90، ذيل آيه، به نقل از: الخصال، ج 2، ص 561، أبواب الأربعين؛ احتجاج، ج1، ص322، با اندكي اختلاف.

14 -  امالي شيخ طوسي، ص565، مجلس بيستم. اين حديث با تفصيل بيشتري در ص96 همين كتاب آمده است.

15 -  رك: الميزان، ج16، ص309؛ سليمان بن ابراهيم قندوزي، از علماي اهل سنّت نيز مي‌گويد: "كلمة "إنّما" للحصر تدلّ علي أنّ إرادته تعالي منحصرة علي تطهيرهم" (ينابيع المودّة، ص 109).

16 -  هوالطلب مع الإختيار والإنتخاب (التحقيق، "رود").

17 -  سوره‌ي‌ يس، آيه‌ي‌ 82. هرگاه اراده‌ي‌ چيزي كند تنها كارش اين است كه به آن مي‌گويد: "باش" پس بي‌درنگ موجود مي‌شود.
18 -  نهج‌البلاغه، خطبه‌ي‌ 186، بند 17.

19 -  بحار، ج 88، ص 182. اي كسي كه كار او بيش از گفتار نيست و گفتار او امر است.
20 -  سوره‌ي‌ بقره، آيه‌ي‌ 20. به درستي كه خدا بر هر چيزي قدرت دارد.

21 -  سوره‌ي‌ رعد، آيه‌ي‌ 16.

22 -  سوره‌ي‌ ص، آيه‌ي‌ 75.
23 -  سوره‌ي‌ مائده، آيه‌ي‌ 64.

24 - سوره‌ي‌ صف، آيه‌ي‌ 8. آنان اراده كردند تا نور خدا را با دهانشان خاموش كنند، در حالي كه خدا نور خود را كامل خواهد كرد، هر چند كافران را خوش نيايد.
25 -  سوره‌ي‌ توبه، آيه‌ي‌ 33. او است خدايي كه پيامبرش را با هدايت و دين حق برانگيخت تا بر تمام اديان غالب و پيروز گرداند، هر چند كه مشركان بي‌ميل باشند.
26 -  تفسير روح‌المعانى، ج 12، جزء 22، ص 18، ذيل آيه؛ إعراب القرآن درويش، ج 8، ص 10، ذيل آيه.

27 - سوره‌ي‌ مائده، آيه‌ي‌ 6.
(2) رك: بخش دوم، تعيين مصاديق

28 -  البته اين احكام، زن‌هاي ديگر را نيز در بر مي‌گيرد، ليكن نه از آن جهت كه داخل در خطاب آيه هستند، بلكه از آن رو كه ملاك اين احكام، آنها را نيز شامل مي‌شود. "فيطْمع الذي في قلْبه مرض" (نازك سخن گفتن را ترك كنيد؛ چون كسي كه در قلب او مرض است به طمع مي‌افتد.) كه در آيه‌ي‌ 32 همين سوره آمده، مي‌تواند يكي از اين ملاك‌ها باشد.

29 -  سوره‌ي‌ صف، آيه‌ي‌ 8. ترجمه‌ي‌ آيه در ص30 گذشت.
30 -  سوره‌ي‌ صف، آيه‌ي‌ 8.
31 -  سوره‌ي‌ توبه، آيه‌ي‌ 32.

32 -  رك.: الميزان، ج 19، ص265؛ مفردات راغب، "طفأ"؛ التحقيق، "طفأ".
33 - سوره‌ي‌ توبه، آيه‌ي‌ 55. كثرت اموال و اولاد منافقان تو را شگفت زده نكند؛ زيرا خدا مي‌خواهد با همين اموال و اولاد، آنها را در دنيا عذاب كند.
34 - سوره‌ي‌ توبه، آيه‌ي‌ 85.

35 - تفسير البحر المحيط، ج5، ص84، ذيل آيه‌ي‌ 85، سوره‌ي‌ توبه

36 - سوره‌ي‌ يوسف، آيه‌ي‌ 24. آن زن به سوي يوسف رفت، يوسف نيز اگر برهان پروردگارش را نمي‌ديد، به سوي او مي‌رفت. ما اين چنين كرديم تا بدي و ناپسندي را از او دور كنيم.

37 - سوره‌ي‌ يوسف، آيه‌ي‌ 24.( ارائه‌ي‌ برهان به يوسف از آن جهت بود كه) او از بندگان مخلَص ما بود.
38 - سوره‌ي‌ انعام، آيه‌ي‌ 75. اين‌گونه، ملكوت آسمان و زمين را به ابراهيم نشان داديم. از اين كار اهدافي داشتيم كه يكي از آنها اين بود كه او از جمله‌ي‌ يقين كنندگان باشد.

39 - خدا اراده كرده است با ارائه‌ي‌ برهان پروردگار و نماياندن ملكوت آسمان و زمين، رجس و پليدي را از شما دور كند....

40   - يش تو آمدم؛ زيرا اراده‌ي‌ اكرام تو را دارم..

41   - شاف، ج4، ص525، ذيل آيه‌ي‌ 8 سوره‌ي‌ صف.

42  - احب تفسير المنار ذيل آيه‌ي‌ "وبالوالدين إحساناً" مي‌گويد: "باء" در اينجا براي مصاحبت والصاق است. بدين معنا كه فعل، بايد مباشرتاً و به طور مستقيم انجام شود. از اين رو احسان فرزند به والدين بايد بالمباشره باشد و اگر به صورت غير مستقيم احسان كند، مثل اين‌كه به كسي پول بدهد تا
 از طرف او به والدينش احسان كند عمل به اين آيه نكرده، هر چند كه احساني در حق والدين خودش كرده است (تفسير المنار، ج8، ص185، ذيل آيه‌ي‌ 151 انعام).

43 - سوره‌ي‌ يوسف، آيه‌ي ‌15.
44 - سوره‌ي‌ يوسف آيه‌ي‌ 14.

45 - قال: "ليذهب" دون "ليزيل" إشارةً إلي أنّ الرجس ليس ثابتاً ولم يكن راسخاً فيهم لِيَحْتاج إلي الإزالة. والإذهاب هو التنحية عنهم إذا كان قريباً منهم (التحقيق، "رجس")..

46 -  ما يكون غير مناسب و غير لايق شديداً بحيث يُعدّ فى الخارج عنْد العرف العادلة والعقل السالمِ مكروهاً و قبيحاً مؤكّداً (التحقيق، "رجس").
47 - سوره‌ي‌ انعام، آىه‌ي‌ 145. هيچ چيز بر شما حرام نيست مگر اين كه مردار يا خون بيرون ريخته از بدن حيوان يا گوشت خوك باشد؛ زيرا همه‌ي‌ اين امور، رجس و پليد است.

48 - سوره‌ي‌ توبه، آىه‌ي‌ 125. كساني كه در دلشان بيماري وجود دارد، رجس و پليدي بر رجس‌شان افزوده مي‌شود و در حالي كه كافرند از دنيا مي‌روند.
49 - سوره‌ي‌ انعام، آىه‌ي‌ 125. كسي كه خدا اراده‌ي‌ گمراهي او را دارد، سينه‌اش را تنگ مي‌گرداند به گونه‌اي كه گويا مي‌خواهد به آسمان بالا رود (و در خارج جو تنفس كند). اين‌گونه، خداوند رجس و پليدي را بر كساني كه ايمان نمي‌آورند، قرار مي‌دهد.
50 - الميزان، ج16، ص312، ذيل آيه‌ي‌ 33 سوره‌ي‌ احزاب.

51 -  چون تاكنون راجع به مصداق اهل البيت بحثي نكرده‌ايم.
52 - سوره‌ي‌ نور، آيه‌ي‌ 61. ... اين كه بخوريد از خانه‌هاي خودتان يا خانه‌هاي پدرانتان يا خانه‌هاي مادرانتان يا خانه‌هاي برادرانتان....
53 - سوره‌ي‌ اسراء، آيه‌ي‌ 93. در صورتي به تو ايمان مي‌آوريم كه خانه‌اي از جنس طلا داشته باشي.

54 - هو الا نس مع الإختصاص والتعلق... (التحقيق، "أهل").

55 - سوره‌ي‌ هود، آيه‌ي‌ 46.
56 - مأوي الإنسان بالليل (مفردات، "بيت").
57 -  ارتفاع شىء فى مورد يتوقع فيه الإنخفاض... (التحقيق، "نبو"؛ راغب نيز در مفردات اين معنا را ترجيح داده است)
58 - ر. ك: مفردات، "نبى".

59 - سيره‌ي‌ ابن هشام، ج 4، ص 38

60 - تفسير قمي، ج2، ص193، ذيل آيه

61 - سوره‌ي‌ احزاب، آيه‌ي‌ 53. اي كساني كه ايمان آورده‌ايد وارد خانه‌هاي پيامبر نشويد، مگر آن كه به شما اذن داده شود.
62 - سوره‌ي‌ احزاب، آيه‌ي‌ 33. و در خانه‌هايتان بنشينيد و آرام گيريد.
63 - سوره‌ي‌ احزاب، آيه‌ي‌ 34. متذكّر آيات و حكمت الهي كه در خانه‌هايتان تلاوت مي‌شود، باشيد.

64 - درّ المنثور، ج6، ص604. متن كامل روايت و ترجمه آن در ادامه خواهد آمد.

65 - سوره‌ي‌ هود، آيه‌ي‌ 73.

66 - سوره‌ي‌ مدّثر، آيه‌ي‌ 4.
67 - سوره‌ي‌ مائده، آيه‌ي‌ 41.
68 - سوره‌ي‌ احزاب، آيه‌ي‌ 53.
69 - طهر الشىء من بابى قَتَل وقَرُبَ... (مصباح المنير، "طهر")؛ هو ما يقابل النَجَس والقَذر، أعم من أن يكون فى مادّى أو معنوىّ (التحقيق، "طهر").

70 - البتّه به صورت دفع كردن، نه رفع كردن.

71 -  تفسير كبير، ج13، جزء 25، ص210.

72 - و تأكيده بالمفعول المطلق دليل علي أنّ طهارتهم طهارة كاملة فى أعلي مراتب الطهارة (ينابيع المودّة، ص109).
73 - سوره‌ي‌ واقعه، آيه‌ي‌ 79.

74 - ضمير جمع المذكر فى "عنكم" و "يطهّركم" رعاية للفظ الأهل والعرب كثيراً ما يستعملون صيغ المذكر فى مثل ذلك رعايةً للفظ... (روح المعانى، ج 12، جزء22، ص19، ذيل آيه‌ي‌ 33، سوره‌ي‌ احزاب).

75 - كشاف، ج1، ص535.
76 - ر ك: القاموس المحيط، "أهل" العين، "أهل".

77 - از جمله فاطمه‌ي‌ زهراء (عليها السلام).

78 -  روح المعانى، ذيل آيه‌ي‌ 33 سوره‌ي‌ احزاب.
79 - هر چند فخر رازي در كيفيت مشمول بودن علي (عليه السلام) در اين جمع راه ناصوابي را طي كرده و گفته است: خطاب از آن جهت شامل علي بن ابي طالب (عليه السلام) مي‌شود كه او معاشرت با خانه‌ي‌ پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و ملازمت rRِ با وي داشت؛ بِسَبَبِ مُعاشِرته ببيت النبى (صلي الله عليه و آله و سلم) و ملازمته للنبى (تفسير كبير، ج13، جزء 25، ص210). آلوسي نيز با آن كه به ماجراي مؤاخات و برادري علي (عليه السلام) با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در اوايل هجرت اشاره كرده، به دامادي و پرورش در خانه‌ي‌ آن حضرت نيز اشاره نموده است (روح المعاني، ج12، جزء22، ص27). در حالي كه معيار اصلي شمول خطاب، همان سنخيت روحي است كه در ص110 ذكر مي شود، نه چيز ديگر.

80 - سوره‌ي‌ مسد، آيه‌ي‌ 1. دست‌هاي ابو لهب بريده و مرگ بر او باد.
81 - سوره‌ي‌ هود، آيه‌ي‌ 46.
82 - سوره‌ي‌ تحريم، آيه‌ي‌ 10. خداوند براي كساني كه كفر پيشه كردند، مَثَل به همسر نوح و همسر لوط مي‌زند كه تحت سرپرستي دو بنده‌ي‌ صالح از بندگان ما بودند، ليكن به آنها خيانت كردند. در نتيجه در برابر عذاب الهي، پيوند با آن دو پيامبر بزرگ سودي به حالشان نداشت و به آنها گفته شد: همراه ساير جهنّمي‌ها وارد دوزخ شويد.

83 - بدين ترتيب استثنا در آياتي كه ذكر مي‌شود، استثناي منقطع است: "فأسربأهلك بِقِطْعٍ من اليل ولايلتفت منكم أحد إلّا امْرأتك"؛ (اي لوط!) شب هنگام اهل خود را حركت ده و هيچ كس از شما به پشت سر خود التفات نكند، مگر همسرت (سوره‌ي‌ هود، آيه‌ي‌ 81)، "فاسْلُك فيها من كلٍ زوجين اثنين و أهْلك إلّا من سبق عليه القوْل منهم"؛ (اي نوح!) پس از هر نوع حيوان يك جفت و اهلت ـ جز آن كه حكم عذاب او قطعي شده ـ را در كشتي سوار كن (سوره‌ي‌ مؤمنون، آيه‌ي‌ 27.)، "لَنُنجّينّه وأهله إلّا امْرأته"؛ بي‌ترديد لوط و اهلش ـ جز همسر او ـ را نجات خواهيم داد (سوره‌ي‌ عنكبوت، آيه‌ي‌ 32)، "إنامنجّوك وأهلك إلا امرأتك"؛ ما تو و اهلت ـ جز همسرت ـ را نجات خواهيم داد (سوره‌ي‌ عنكبوت، آيه‌ي‌ 33) و نظاير آن. معناي استثناي منقطع آن است كه مشمول بودن اين افراد از جهت لفظي است و گر نه از جهت معنا از اول، داخل در عنوان "اهل" نبودند و تنها از آن جهت كه ممكن بود كسي خيال كند آنها داخل هستند، تذكر داده كه جزو اين گروه نيستند.

84 - بحار، ج39، ص299.

85 - نهج‌البلاغه، حكمت 96.

86 - سوره‌ي‌ نحل، آيه‌ي‌ 44. اين قرآن را به سوي تو نازل كرديم تا تو آنچه را به تدريج بر مردم نازل مي‌شود برايشان تبيين كني.

87 - بوبصير از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: وصيت مي‌كنم شما را در مورد كتاب خدا (قرآن) و اهل بيت خودم؛ زيرا من از خداي عزوجل خواستم كه بين اين دو جدايي نيندازد تا اين كه در حوض كوثر بر من وارد شوند و خدا اين خواسته‌ي‌ مرا برآورد. به اهل بيت من چيزي نياموزيد؛ چون از شما داناتر هستند. اهل بيت من شما را از هدايت دور نمي‌كنند و در وادي ضلالت داخل نمي‌گردانند.
آنگاه خود امام صادق (عليه السلام) فرمود:
اگر رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) سكوت كرده بود و بيان نمي‌كرد كه اهل بيت او چه كساني هستند، آل فلان و آل فلان ادعا مي‌كردند كه اهل بيت، ما هستيم...(تفسير نورالثقلين، ج 4، ص 274، ح 97، ذيل آيه‌ي‌ 33 سوره‌ي‌ احزاب).

88 - درالمنثور، ج 6، ص 604، ذيل آيه‌ي‌ 33، سوره‌ي‌ احزاب.

89 - مضمون اين روايت را اكثر مفسران شيعه و سني نقل كرده‌اند به عنوان نمونه رجوع كنيد به: درالمنثور و جامع البيان؛ ذيل آيه‌ي‌ 33 سوره‌ي‌ احزاب و شواهدالتنزيل، ج2، ص10 به بعد.
90 - شواهد التنزيل، ج 2، ص 24؛ بحار، ج 35، ص 209.

91 - شواهد التنزيل، ج 2، ص 87، ح 764.
92 - بحار، ج35، ص222.

93 - بحار، ج35، ص221.
94 - درالمنثور، ج 6، ص 604، ذيل آيه‌ي‌ 33، سوره‌ي‌ احزاب.

95 - جامع البيان (تفسير طبري)، ج22، ص7، ذيل آيه‌ي‌ 33، سوره‌ي‌ احزاب.
96 - خزيره، نوعي آشاميدني رقيق يا خوراكي است كه با گوشت و آب و آرد درست مي‌شود.
97 - جامع البيان (تفسير طبري)، ذيل آيه‌ي‌ 33، سوره‌ي‌ احزاب. مرحوم سيد هاشم بحراني در كتاب شريف غاية المرام، ص 287 ـ 292 چهل و يك حديث از طرق عامه (اهل سنت) و سي و چهار حديث از طرق خاصه (شيعه) نقل كرده در تأييد اين نكته كه آيه‌ي‌ تطهير در حق خمسه‌ي‌ طيّبه نازل شده است (روضة المتقين، ج5، ص473، پاورقي).1

98 - درالمنثور، ج 6، ص 603. نيز نقل شده است: وقتي از عايشه سئوال كردند، نظر تو درباره‌ي‌ علي (عليه السلام) چيست؟ گفت: چه گمان داريد درباره‌ي‌ كسي كه فاطمه همسرش و حسن و حسين فرزندان او بودند. خودم ديدم كه پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) پارچه‌اي را به آنها پيچيد و گفت: خدايا! اهل من، اينها هستند. رجس و پليدي را از اينها دور كن و آنها را مطهّر گردان. من گفتم: يا رسول الله! آيا من از اهل تو نيستم؟ گفت: "تو بر خير هستي"، ليكن مرا در جمع آنها داخل نكرد (شواهد التنزيل، ج2، ص37، 38). اين جمله، نه تنها نشان دهنده‌ي‌ شناخت عايشه از موقعيت و منزلت علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) است، بلكه گوياي اين است كه او نيز اعتراف دارد جزو اهل البيت نبوده است.
99 - بحار، ج 35، ص 222؛ ينابيع المودّة، ص108.

100 - احقاق الحق، ج2، ص554؛ عوالم، ج11 (بخش دوّم)، ص930.

101 - درالمنثور، ج6، ص606، ذيل آيه‌ي‌ تطهير. اي اهل بيت! سلام، رحمت و بركات خدا بر شما باد. براي نماز برخيزيد "إنّما يريد الله..." من، با كسي كه با شما مي‌جنگد، در جنگم و با كسي كه با شما در سِلم و صلح است، در صلح هستم.
102 -  درّالمنثور، ج 6، ص 606، ذيل آيه.

103 - حاكم حسكاني كه از علماي بزرگ اهل سنت است، اين روايت و ساير رواياتي را كه در اين زمينه وارد شده و در آن به مدت‌هاي مذكور اشاره شده است در جلد دوم شواهد التنزيل، ص 10 ـ 92 ذكر كرده است.
104 -  تفسير قمي، ج2، ص67، ذيل آيه‌ي‌ 132 سوره‌ي‌ طه.

105 - امالي شيخ طوسي، ص565، مجلس بيست و يكم.

106 -  بنابر مشهور در سال دهم هجرت

108 - تفسير كبير، ج 4، جزء 8، ص 88 ـ 89، ذيل آيه‌ي‌ 61، سوره‌ي‌ آل عمران.

109 -  سنن ترمذي، ج 5، ص6، كتاب التفسير، باب 1، سوره‌ي‌ آل عمران. مسلسل 3010.

110 - درالمنثور،ج 6، ص 603، ذيل آيه‌ي‌ 33، سوره‌ي‌ احزاب.
111 -  تفسير أبى‌السعود، ج 4، ص 320، ذيل آيه.

112 - تفسيرالبحر المحيط، ج 7، ص 224، ذيل آيه‌ي‌ 33 سوره‌ي‌ احزاب.

113 - درالمنثور، ج 4، ص 123، اول سوره برائت.
114 - همان.

115 - سوره‌ي‌ آل عمران، آيه‌ي‌ 61.

116 -  نهج البلاغه، خطبه 192، بند 120. "لقد كان يجاور فى كلّ سنة بحراء فأراه ولا يراه غيري"؛ هر سال در حرا سكونت مي‌كرد، من او را مي‌ديدم و غير از من كسي او را نمي‌ديد.

117 -  بحار، ج43، ص107.
118 - مقايسه‌ي‌ بخش‌هايي از خطبه‌ي‌ فدكيه‌ي‌ حضرت زهرا (عليها السلام) با خطبه‌هاي نهج البلاغه بيان‌گر كفويّت علمي آن حضرت با علي (عليه السلام) است.

119 -  اصول كافي، ج1، ص200.

120 - اصول كافي، ج1، ص64.

121 - تفسير البرهان، ج3، ص310، ح6، ذيل آيه‌ي‌ تطهير.
122 - اين تفسير كه "تفسير القاسمي" نيز ناميده مي‌شود، بعد از روح المعاني نوشته شده و مؤلف آن (كه متوفاي 1322 است) معاصر صاحب تفسير المنار بوده است. ايشان موفق به تفسير كل قرآن شد، در حالي كه تفسير المنار فقط تفسير بخشي از قرآن كريم است.

123 -  "ابن تيميه" از علماي حنبلي مذهب است كه در سال 661 در حرّان متولّد شد و در سال 728 در زندان دمشق درگذشت. او داراي معتقدات خاصي بود كه در زمان خودش نه تنها مورد پذيرش فرق اسلامي قرار نگرفت، بلكه مورد مناقشه و انتقاد آنان نيز واقع شد. اما در نيمه‌ي‌ دوم قرن 12 هجري همين عقايد توسط محمدبن عبدالوهاب ترويج شد... و بدين ترتيب، ريشه و اساس فرقه‌ي‌ وهابيت توسط ابن تيميه پي‌ريزي گرديد.

124 - تفسيرالقاسمي، ج 5، ص 507. ايشان به آيات 185 سوره‌ي‌ بقره، 27 ـ 26 سوره‌ي‌ نساء و 6 سوره‌ي‌ مائده اشاره كرده است.
125 - تفسيرالقاسمي، ج 5، ص 507.

126 - ما را به راه راست هدايت كن.

127 - در روايتي كه از امام رضا (عليه السلام) رسيده به اين مطلب اشاره شده است: إنه قال (عليه السلام): "إهدنا الصراط المستقيم"... إستزادةً فى المعرفة لربّه عزّوجلّ ولعظمته وكبريائه"(نورالثقلين، ج 1، ص 20، ذيل آيه‌ي‌ 6، سوره‌ي‌ حمد).
128 -  در روايت ديگري آمده است كه امام (عليه السلام) فرموده: "إهدنا الصراط المستقيم" نقول: أدِمْ لنا توفيقَك الذى أطعناك فى ماضي أيامنا حتي نطيعك كذلك، فى مستقبل أعمارنا"(بحار، ج 89، ص 254). مي‌گوييم: ادامه بده براي ما توفيقي را كه به وسيله‌ي‌ آن در گذشته‌ي‌ عمرمان اطاعتت كرديم تا بتوانيم در باقيمانده‌ي‌ عمرمان اطاعت تو كنيم.

129 - سوره‌ي‌ غافر، آيه‌ي‌ 60. بخوانيد مرا، تا اجابت كنم شما را.
130 - سوره‌ي‌ بقره، آيه‌ي‌ 186. دعاي هر كسي كه مرا بخواند، اجابت مي‌كنم.

131 - تفسيرالقاسمي، ج 5، ص 508.
132 - تفسيرالقاسمي، ج 5، ص 510.

133 - از اين رو بعضي از مفسران، خطا را به عنوان يكي از مصاديق رجس ذكر كرده‌اند.

134 - تفسير القاسمي، ج 5، ص 511.

135 - از اين رو امام المشككين ملقّب شده است.
136 - تفسير القاسمي، ج 5، ص 512.

137 - براي نمونه رجوع كنيد به  همين كتاب، روايت امام رضا (عليه السلام) در جامع مرو.
138 - جالب اين است كه اين اشكالات كهنه و قديمي با آن كه بارها جواب داده شده، امروزه از ناحيه برخي از روشنفكرنماها به فارسي ترجمه شده و با زرق و برقي جديد به نام نوآوري، انديشه‌هاي نو و... تحويل جامعه داده مي‌شود.
139 -  در تفسير روح المعاني كلمه‌ي‌ "فى نفسى" نيامده و منشأ اشتباه او همين حذف است. معلوم نيست كه آيا در مأخذي كه ايشان از آنجا نقل كرده، اين جمله بوده يا نه؟

140 - در روح المعاني" يُلقى الله تعالي فى نفسى" آمده است.
141 - نهج البلاغه، خطبه‌ي‌ 216، بند 25.
142 - روح المعانى، ج 12، جزء 22، ص 26، ذيل آيه‌ي‌ 33، سوره‌ي‌ احزاب.

143 - من نيز اگر خدا با رحمت خود دستم را نگيرد (نجات نخواهم يافت).

144 - از چيزي (كفر و مانند آن) كه در آن بوديم، خارج‌مان كرد و به آنچه كه صلاح‌مان بود وارد نمود، ضلالت ما را به هدايت مبدّل گردانيد و بعد از كوري بينايي‌مان بخشيد.
145 -  در حقيقت به يك نكته‌ي‌ ظريف اجتماعي و معاشرتي توجه داشته است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مأمور بود كه به كفّار بگويد: يكي از ما و شما بر سبيل هدايت و ديگري در طريق ضلالت است: "إنّا أو إيّاكم لعلي هدي أو في ضلال مبين" (سوره‌ي‌ سبأ، آيه‌ي‌ 25)، با آن كه بدون ترديد در مسير هدايت بود. اين‌گونه سخن گفتن، نشان كمال ادب و خضوع گوينده و احترام او به مخاطب است.

146 - سوره‌ي‌ ضحي، آيه‌ي‌ 7.
147 -  شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 71. (ابن ابي الحديد اين خطبه با شماره‌ي‌ 210 آورده است).

148 -  سوره‌ي‌ كهف، آيه‌ي‌ 110. اي پيامبر! بگو: من بشري همانند شما هستم كه وحي بر من نازل مي‌شود...

149 - نهج البلاغه، خطبه‌ي‌ 78. آلوسي در روح المعاني اين جمله را نيز صحيح نقل نكرده است، افزون بر اين، به جملات قبل و بعد ـ با آن كه ظاهراً بر مدعاي او دلالت دارد ـ اشاره‌اي ننموده است. اينها نشان مي‌دهد كه آلوسي در نقل اين جملات به نهج البلاغه مراجعه نكرد. بديهي است يكي از آفات تحقيق عدم مراجعه به منابع اصيل و اكتفا به منابع فرعي است.

150 - تفسير روح المعانى، ج 12، جزء 22، ص 26، ذيل آيه‌ي‌ 33، سوره‌ي‌ احزاب.
151 -  سوره‌ي‌ آل عمران، آيه‌ي‌ 61.

152 - مؤلّف كتاب كشف الغمّه مي‌گويد: در ادعيه‌ي‌ امام كاظم (عليه السلام) كه در سجده مي‌گفت: "ربّ عصيتك بلسانى... وعصيتك ببصرى... وعصيتك بسمعى... وعصيتك بيدى... وعصيتك بفرجى... وعصيتك برِجلى... وعصيتك بجميع جوارحى..." مي‌انديشيدم كه چگونه با قول شيعه مبني بر عصمت ائمّه (عليهم السلام) سازگار است. با عالم جليل القدر، مرحوم سيد ابن طاوس مطرح كردم در جوابم گفت: اين تعبيرات را جهت تعليم مردم به كار مي‌بردند، ليكن با خودم فكر مي‌كردم كه آن حضرت اين جملات را در سجده‌هاي شبانه‌اش مي‌گفت و كسي با او نبود تا ياد بگيرد... بعد از آن به ذهنم رسيد كه امام (عليه السلام) از روي تواضع چنين كلماتي را مي‌گفت... تا اين‌كه خدا مرا به معناي اين جملات هدايت كرد. آن‌گاه در تشريح آن جواب مطالبي را بيان كرده كه در متن بدان اشاره مي‌شود.

153 - بحار، ج25، ص204

154 - بحار، ج69، ص279. آن‌گونه خدا را عبادت كن كه گويا او را مي‌بيني؛ زيرا اگر تو او را نمي‌بيني، او تو را مي‌بيند. بزرگان اهل معرفت از اين مقام به مقام احسان تعبير مي‌كنند

155 - بحار، ج90، ص282.
156 - بحار، ج25، ص204. بر قلب و روح من غبار مي‌نشيند تا جايي كه من روزانه هفتاد بار (يا صد بار) استغفار مي‌كنم..

157 - مائده، آيه‌ي‌ [خدا نمي‌خواهد با دستور وضو، غسل و تيمم بر شما سخت بگيرد] ليكن مي‌خواهد شما را تطهير كند و نعمتش را بر شما تمام كند شايد كه شكرگزاريد.
158 - ر ك: ص159.

159 - ر ك: ص47

160 -  سوره فتح، آيه‌ي‌ 1 ـ 2.

161 - سوره‌ي‌ ص، آيه‌ي‌ 5. عُجاب و عَجيب هر دو صيغه‌ي‌ مبالغه و به يك معناست، ليكن عُجاب از تأكيد بيشتري برخوردار است.
162 - بعد از فتح مكّه، رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در حالي كه بر در كعبه ايستاده و دو دست خود را به دو طرف چهارچوب در گرفته بود، خطاب به جمع مردم مكّه فرمود: چه مي‌گوييد؟  و چه گماني داريد؟ مردم مكّه ـ در حالي كه خيال مي‌كردند شمشير هرگز از سرشان برداشته نمي‌شود ـ گفتند: البتّه شما برادر بزرگ و بزرگوار ما هستيد، هر چند كه ما گمان و ظنّ بدي داريم ولي جز خير درباره‌ي‌ تو نمي‌گوييم. پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: من به شما همان را مي‌گويم كه برادرم يوسف گفت "لا تَثْريب عليكُم اليَوْم يغفر اللهُ لكم وَهو أرحَم الراحمينَ" (يوسف، 92)؛ سرزنشي بر شما نيست. خدايتان بيامرزد كه او ارحم الراحمين است. آن‌گاه مطالبي بيان كرد و در پايان فرمود: "فاذهبوا فأنتمُ الطُّلَقاء"؛ برويد كه همه‌تان آزاديد. مردم مكّه كه به علّت كينه‌ي‌ ديرينه‌ي‌ خود نسبت به اسلام و مسلمانان و ايذا و آزارهايي كه روا داشته بودند، گويا گَرد مرگ و نااميدي بر سر و رويشان پاشيده شده بود، با شنيدن اين جمله، زندگي دوباره‌اي يافتند، خود را مديون اسلام و مسلمين دانسته، فوج فوج به صف مسلمانان پيوستند. دليل گرايش عمومي آنان به اسلام اين بود كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) حق داشت همه‌ي‌ آنها را از دم تيغ بگذراند يا آنها را اسير كند يا از آنها جزيه بگيرد و قدرت اين كار را هم داشت ولي عفو كرد. اين جريان سبب شد كه مردم مكّه را طُلَقاء، يعني آزاد شده‌ها و فرزندانشان را ابناء الطُّلَقاء، يعني فرزندان آزاد شده‌ها بنامند (بحار، ج21، ص106 و132). ابوسفيان و فرزندش معاويه جزو همان كسان بودند و اميرالمؤمنين (عليه السلام) در برخي از نامه‌هاي خود به طاغوت شام اشاره به همان واقعه كرده است. زينب كبري (عليها السلام) كه در مجلس شام، خطاب به يزيد گفت: "أمِنَ العدل يا ابن الطُلَقاء تخديرك حرائرك وإمائك وسوقك بنات رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) سبايا؟"؛ اي پسر اسيران آزاد شده! آيا اين عدالت است كه زنها و كنيزانت در پشت پرده مستور باشند امّا دختران رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در لباس اسارت...؟ (بحار، ج45، ص134 و158) اشاره به همين حادثه دارد.

163 -  شعراء، 13 ـ 14. اين مضمون، در آيات 33 ـ 34 سوره‌ي‌ قصص و آيات 29 ـ 32 سوره‌ي‌ طه نيز آمده است.

164 - سوره‌ي‌ توبه، آيه‌ي‌ 43.
165 - اين آيه، مربوط به جنگ "تبوك" است. عدّه‌اي از منافقان كه بنا نداشتند در جنگ شركت كنند، از حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) اجازه‌ي‌ عدم حضور خواستند. آن حضرت نيز به آنها اجازه داد و آنها شركت نكردند. آنگاه اين آيه نازل شد.

166 -  متأسفانه اين جسارت، به ساحت مقدّس آن حضرت حتّي از افرادي نظير زمخشري، مفسّر بزرگ اهل سنّت نيز سرزده است.رك: كشّاف، ج2 ص274.

167 -  سوره‌ي‌ توبه، آيه‌ي‌ 47.
168 -  "سمّاع" يا به معناي فرد ضعيف الايمان خوش باوري است كه گوش شنوا نسبت به منافقان دارد و سريعاً تحت تأثير القائات و شايعات آنها قرار مي‌گيرد و يا به معناي جاسوسي است كه در هر گوشه و كنار سر و گوش آب مي‌دهد، كسب خبر مي‌كند و به اطلاع آنان مي‌رساند تا آنها را در اهداف شومشان كمك كند. در هر صورت اگر منافقان در جنگ حضور نداشته باشند ارتباط اين سمّاع‌ها با آنها قطع مي‌شود.

169 -  سيره‌ي‌ ابن هشام، ج3، ص68.

170 - همچنين لطف و عنايت خود را شامل آن سه نفري كرد كه از شركت در جنگ تبوك سرباز زدند. آنان كه نه تنها زمين پنهاور برايشان تنگ آمد، بلكه از خودشان نيز به تنگ آمدند و فهميدند براي نجات از خشم الهي، پناهگاهي جز لطف او ندارند. آنگاه خدا بر آنها لطف كرد تا آنان به سوي خدا برگردند. به درستي كه خدا توبه پذير مهربان است.

171 -  غير از اين دو آيه، آيات ديگري در قرآن كريم وجود دارد كه ظاهر آن مُوهِم اين معناست كه گناهي از حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) يا ساير انبياي عظام (عليهم السلام) صادر شده است. عالم بزرگوار و جليل القدر شيعه، مرحوم سيد مرتضي علم الهدي با جمع‌آوري اين آيات در كتاب مستقلي به نام "تنزيه الانبياء" وجواب از آنها عَلَم هدايتي براي طالبان حقيقت برافراشته است. افزون بر اين، در تفاسير شيعه اصل نزاهت انبيا به صورت پراكنده، ذيل آيات مربوطه، مورد بحث و بررسي قرار گرفته و به شبهات آن جواب داده شده است.

172 - سوره‌ي‌ مائده، آيه‌ي‌ 6. آيه و ترجمه‌ي‌ آن در ص142 نيز گذشت.

173 - بحار، ج2، ص280.

 174 - امام عسكري (عليه السلام) فرمود: از گناهان نابخشودني اين است كه انسان بگويد: اي كاش گناه من همين (عمل كوچك) بود؛ "من الذنوب الّتى لا تغفر: ليتنى لا أُؤاخذ إلّا بهذا" (تحف العقول، كلمات قصار امام عسكري (عليه السلام)، ص487).

175 - سوره‌ي‌ يوسف، آيه‌ي‌ 106.
176 - سوره‌ي‌ اعراف، آيه‌ي‌ 12؛ سوره‌ي‌ ص، آيه‌ي‌ 76.

177 - ديوان حكيم الهي قمشه‌اي، ص891.

178 -  سوره‌ي‌ يوسف، آيه‌ي‌ 24.

179 - فهذه أسباب وأُمور هائلة لو توجّهت إلي جبل لهدّته أو أقبلت علي صخرة صمّاء لأذابتها (الميزان، ج11، ص126، ذيل آيه).

180 -  روح المعانى، ج12، جزء 22، ص13، ذيل آيه‌ي‌ 33 سوره‌ي‌ احزاب.

181 -  سوره‌ي‌ احزاب، آيه‌ي‌ 33. در خانه‌هاي‌تان بمانيد (و از آن خارج نشويد).
182 - درّ المنثور، ج6، ص600، ذيل آيه‌ي‌ 33 سوره‌ي‌ احزاب؛ طبقات الكبري، ج6 ، ص59.
183 -  صحيح بخاري، ج3، تفسير سوره‌ي‌ نور، باب 8، ح4753؛ طبقات الكبري، ج6، ص54 ـ 55.

184 - طبقات الكبري، ج6، ص54.
185 - همان.
186 - همان.
187 -  براي تفصيل بحث و مصادر و مدارك آن، كه همگي از كتاب‌هاي اصلي اهل سنت است، مراجعه كنيد به كتاب نقش عايشه در تاريخ اسلام، ج3، ص209، بخش پشيماني عايشه از جنگ جمل.

188 - نقش عايشه در تاريخ اسلام، همان، به نقل از بلاغات النساء.
189 - رك: جمل، ص419 ؛ تاريخ طبري؛ ج4، ص539 ؛ عقد الفريد، ج4، ص326.

190 - عقد الفريد، ج4، ص305؛ طبقات الكبري، ج4، ص54.
191 -  ر.ك: نقش عايشه در تاريخ اسلام، همان.

  

        

 اللهم عجل لولیک الفرج

 

التماس دعا

 

کلبه فرهنگی حسین اکبری نودهی

www.nodehaki.blogfa.com