عاشورا نماد نبرد بین دو فرهنگ است نه جنگ دو فرد
نیم قرن از ارتحال نبی مکرم اسلام گذشت . اواخر سال شصتم از هجرت . جهان اسلام گرفتار دیوسیرتانی است که علیرغم بی بهرگی از ایمان و معنویت ؛ بر مسند خلافت رسول الله ( ص ) جا گرفتند و بر حسین ابن علی ( علیهما السلام ) نشستن و این همه بی دینی و خلاف را دیدن گران آمد . برخاست تا زیباترین و عظیم ترین نمایش ایثار ؛ اخلاص و فداکـــــــاری را برپا سازد .
" عاشورا " ناب ترین نمایش " از خود رستن و به خدا پیوستن " است . عاشورا سرانجام زندگی " حسین " نیست بلکه سرآغاز حیات جاودانه اوست . عاشورا تجلی از خودگذشتگی و تجسم " خود نادیدن و خدا دیدن " است . عاشورا صحنه نبرد بین دو فرد نیست ؛ نمایش نبرد مداوم بین دو فرهنگ است ... فرهنگ حسینی که فرهنگ خدا محوری است و فرهنگ یزیدی که فرهنگ خود محوری است .از این رو اباعبدالله الحسین ( ع ) در دارالاماره مدینة النبی به والی مدینه فرمود : مثلی لا یبایع مثله یعنی در طول تاریخ ؛ هیچگاه حسینیان با یزیدیان بیعت نکرده و همواره در نبرد و ستیزند .
مدینه ؛ عدم بیعت ؛ مکه ؛ حج ناتمام ؛ هجرت ؛ کـــــــــربلا ؛ حج حقیقی ؛ نهضت ؛ شهادت ؛ اسارت و ... هر کدام پرده ای از نمایش بزرگ و جاودانه " عاشورا " است .
در پرده ای از نمایش بزرگ عاشورا ؛ در گرماگرم نبرد ؛ حسین ابن علی را به هنگام ظهر عاشورا به نماز ایستاده می بینیم تیرهای بلا همچون باران می بارند اما " اباعبدالله " سرگرم عبادت است . کدامین انسان بدین زیبائی و عظمت ؛ عبودیت محض و اوج اخلاص و بندگی را به نمایش گذاشته یا خواهد گذاشت ؟!
در صحنه ای دیگر ؛ فردی با لب تشنه درون فرات پا می نهد . مشتی آب برمی دارد . عطش ؛ مرگ ؛ آب ؛ زندگی ؛ اینها واقعیات انکارناپذیرند اما " عباس ابن علی " آب روی آب می ریزد تا آبروی برادری و رسم جوانمردی و وفا در طول تاریخ نریزد !! کیست همانند اباالفضل العباس ( ع ) ؟!
زینب ؛ این شیرزن مردپرور در صحنه ای از نمایش بزرگ عاشورا با قلبی شکسته در میان نیزه های شکسته ؛ این سو و آن سو به دنبال مطلب و مطلوبی است .می جویدش و ... می یابد اما باورش نیست کاین بدن قطعه قطعه آیا حسین اوست ؟!! بدن را از زمین برمی دارد رو به آسمان می برد و عرض می کند : خدایا این قربانی را و این هدیه ناچیز را از آل رسول بپذیر ..... عظمت را بنگرید . در کدامین صفحه از دفتر تاریخ ؛ ایمان و عبودیت و اخلاص را به این شکوهمندی می توان یافت ؟!
در نمایش بزرگ عاشورا ؛ زن ؛ مرد ؛ پیر ؛ جوان و کودک همه و همه حسینی اند و دارای فرهنگ حسینی . " عاشورا " تلاقی دو فرهنگ است که همواره در ستیزند لذا عاشورا نمایشی است که پرده آخر ندارد . پایان نایافتنی است . سرآغاز یک حرکت و تحول است که تا تاریخ برجاست آن نیز ماندنی خواهد بود . عاشورا به آغاز سپیده تا ظهر یک روز محرم محدود نمی شود . عاشورا عمری دارد به درازای تاریخ . تاریخ بشریت هماره به خود می بالد که " عاشورا " را در دل خود دارد .
عاشورا تلفیقی است از عطش ؛ ایمان ؛ شهادت و رهائی در اوج اسارت . براستی آزاده تر از اسیران صحنه عاشورا در کدامین ورق از دفتر تاریخ یافت می شود ؟!در عاشورا قطره ی آبی به کام عطشان حسینیان نرسید اما آنان به کام دل رسیدند و مست از می وصال دلدار شدند . با کدامین قلم و کدام واژه می توان عظمت انسانهای والائی را که " عاشورا " از وجودشان شرف یافت بیان کــرد ؟
" انقلاب عاشورا " انقلابی فرهنگی است و بازماندگان آن نیز همچنان انقلابی و پرخروش باقی ماندند و این درسی است که از عــاشورا باید گرفت . شیعه ی حسین ؛ دانش آموخته ی مکتب عاشورا ؛ شیعه ی بر زمین نشسته نیست بلکه شیعه ی برپا ایستاده است و در انتظار حکومت جهانی مهـــدوی . همواره در حرکت و تلاش و کوشش .
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما ؛ عدم ماست
با شمایم ای عاشورائیان : بیائیم " پرچم سرخ حسینی " را که در عاشورای سال ۶۱ هجری برافراشته شد همجنان در اهتزاز نگه داشته ؛ حسینی زندگی کرده ؛ حسینی بمیریم تا حسینی محشور شویم .
ان شاءالله تعالی
التماس دعا
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته